مرد برتر است يا زن؟ آيا در كتاب مقدس بين زن و مرد نابرابري وجود دارد و مردان ، برتر از زنان هستند؟
در ابتدا علتهايي را كه اين ذهنيت را ايجاد ميكند را بيان مي كنم و سپس به تك تك آنها پاسخ مي دهم اشكالاتي كه گرفته شده است ، عبارتند از :نويسندگان كتاب مقدس مردان هستند و خدا نيز مرد معرفي شده است خدا نخست جنس مرد را مي آفريند و از نفس خود به او مي دهد و مرد را به شكل خودش مي آفريند آفرينش آدم ( مرد ) براي خدا هدف است ولي آفرينش حوا ( زن ) وسيله اي است براي آسايش مرد براي آفريدن يك زن كامل ، يك دنده مرد كافي است در آدم روح خدا دميده شد ولي در حوا خير . حوا فقط جسم يا تن است و جسم زير فرمان هوس و خواسته هاي حيواني است . حوا موجودي ناقص است و زماني كامل مي شود كه يار و جفت آدم شود و با او بياميزد حوا زني است ساده دل و آماده فريب و مار بهراحتي او را مي فريبد . حوا نخستين آدم را نيز مي فريبد . حوا نخستين گناهكار بزرگ تاريخ بشر است در كتاب مقدس ( تورات ) هميشه مخاطب مردانند و اصولا فقط بني اسراييل يا پسران اسراييل مطرح مي شوند و از دختران اسراييل هرگز سخني نيست .در تورات فقط مردان داراي اهميت بوده و نام آنها ذكر مي شود پولس رسول مي گويد : سر هر مرد مسيح است و سر زن مرد است و سر مسيح خداست و همچنين مي گويد: زن از مرد بوجود آمد نه مرد از زن ، زن براي آسايش و به خاطر مرد آفريده شد نه مرد براي آسايش و به خاطر زن. قبل از پاسخ بايد بگويم كه اگر شما ، فقط يك يا دو آيه بالاتر و پايين تر از اين آيه ها را بخوانيد به پاسخ ميرسيد .براي فهميدن تفسير صحيح بايد تمام آيات كتاب مقدس را در نظر بگيريم .چرا خدا نخست مرد را آفريد ؟بايد بگويم كه خدا با اين كار تساوي حقوق زن و مرد را كاملا رعايت كرده است . اما چطور ؟اگر خدا زن را اول مي آفريد و بعد از او مرد را مي آفريد در اينصورت تمامي مردان از زنان بوجود آمده بودند . چون مردان از زنان به دنيا مي آيند و مرد اول هم از زن آفريده شده بود و در اينصورت زن بر مرد برتري مي يافت . ولي وقتي خدا مرد را اول آفريد اتفاق زيبايي افتاد . اولين زن از مرد بوجود آمد و مابقي مردان از زنان به دنيا آمدند . يعني هم مرد از زن است و هم زن از مرد و تساوي كامل را مي بينيم نكته دوم : همانطور كه آفرينش مرد براي خدا هدف بود ، آفرينش زن نيز براي او هدف بود نه وسيله . در توضيح اين مورد بايد بگويم كه وقتي خدا در فصل اول پيدايش آفرينش را توضيح مي دهد مي بينيم كه پس از آفريدن هر چيز خدا مي گويد كه نيكو آفريده شده است . ولي وقتي خدا آدم ( مرد ) را مي آفريند ، مي گويد كه نيكو نيست و با آفرينش زن هر دوي آنها نيكو مي شوند ( پيدايش 81:2 ) همين طور كه مي بينيد زن نيز هدف است . نكته سوم : آفرينش حوا از يك دنده آدم . موضوع بسيار مهمي است . چون آدم از خاك آفريده شد ، پس وقتي حوا از آدم آفريده شد در واقع او نيز از خاك آفريده شده است . اما چرا خدا زن را نيز مستقيما از خاك نيافريد و ترجيح داد كه زن را از دنده آدم بيافريند ؟كمي جلوتر علت اين واقعه توصيف شده است : " از اين سبب مرد پدر و مادر خود را ترك كرده ، با زن خويش خواهد پيوست و يك تن خواهند بود . " ( پيدايش 42:2 ) خدا مي خواست در اثر ازدواج ، زن و مرد با هم يكي گردند نه دو نفر جدا از يكديگر . يعني كاملا يكي باشند و اتحاد كامل و روابط كامل بين آنها برقرار باشد و خودش با آفرينش اولين زن و مرد اين موضوع را ثابت كرد . چون اگر زن را از خاك مي آفريد ، در اينصورت زن و مرد ، دو وجود خارج از هم مي شدند و با هم يك نبودند . ولي وقتي خدا زن را از مرد آفريد هر دوي آنها از يك خاك آفريده شدند و يكي مي باشند . واقعا حكمت خدا فوق از تصور من وشماست . تساوي زن و مرد از همان ابتدا واضح است . خدا حوا را از پهلوي آدم آفريد . خدا حوا را از استخوان پاي آدم نيافريد كه آدم بر سر زن باشد و برتر باشد . همچنين خدا حوا را از استخوان سر آدم نيز نيافريد تا زن بر سر مرد باشد و برتر باشد . بلكه او را از پهلوي آدم آفريد تا آنها در كنار هم باشند اما در مورد فريب خوردن آدم و حوا . گناه آدم تقصير حوا نبود . آدم ابتدا مي خواست گناهش را به گردن حوا بياندازد ولي وقتي عواقب گناه را در خودش هم ديد فهميد كه مقصر خودش بوده است و مي توانسته حرف زنش را نپذيرد . و آدم متوجه اين اشتباه خود مي شود چرا كه زن خود را حوا مي نامد يعني مادر زندگان او نام زنش را مادر مردگان نمي گذارد .در طول تاريخ بارها مردان زنان را فريب داده اند و بارها نيز زنان مردان را فريب داده اند . ولي در واقع مقصر خود انسان است نه هيچكس ديگر . اما موضوع ديگر كه قابل توجه است اين است كه در فصل اول پيدايش آيه 27 و 28 مي بينيم كه خدا هم مرد و هم زن را آدم خطاب مي كند و مي فرمايد كه هر دوي ايشان را شبيه خود آفريده است و همانطور كه مرد بر طبيعت مسلط است همچنين زن هم بر طبيعت مسلط است ." پس خدا آدم را به صورت خود آفريد . او را بصورت خدا آفريد . ايشان را نر و ماده آفريد " ( پيدايش 72:1 )مي بينيد كه هم زن و هم مرد ( ايشان ) به صورت خدا آفريده شده اند و همانطور كه آدم از نفس خداوند بهره مند است ، حوا نيز از نفس خداوند بهره مند است در كتاب مقدس هميشه مخاطب مردان نيستند بلكه زنان نيز پا به پاي مردان و مانند آنان خدمت كرده اند . در كتاب داوران از كتاب مقدس كه هم مربوط به يهوديان و هم مربوط به مسيحيان است مي بينيم زني به نام دبوره داور اسراييل مي شود از مريم ، خواهر موسي به نام نبي نام برده شده است . در همان كتاب تورات دو كتاب به نامهاي زنان ثبت شده اند يعني كتابهاي روت و استر. استر كه يك زن يهودي است قوم اسراييل را نجات مي دهد . همچنين در بسياري ازقسمتهاي تورات ما اين عبارت را مي بينيم : اي دختر صهيون يا اي دختر اورشليم ... برطبق کتاب مقدس زن و مرد برابر و دارای ارزش برابر هستند ولی خدا آنها را برای وظایف مختلفی خلق کرده است. بنابراین تفاوت در وظایف دلیل بر برتری یکی بر دیگری نیست.غلاطیان 3: 26 -28 "زيرا همگي شما بوسيله ايمان در مسيح عيسي، پسران خدا مي باشيد. زيرا همه شما كه در مسيح تعميد يافتيد، مسيح را دربر گرفتيد.هيچ ممكن نيست كه يهود باشد يا يوناني و نه غلام و نه آزاد و نه مرد و نه زن، زيرا كه همه شما در مسيح عيسي يك مي باشيد." این برابری نه در یک قسمت بلکه سراسر کتاب مقدس به وفور دیده میشود. یکی از نکاتی که کتاب مقدس در سطح بسیار بالاتری از نگرش جامعه برای زن ارزش قائل شد در حقوق جنسی زنان است. همانطور که زن نمیتواند بیشتر از یک شوهر داشته باشد، مرد نیز نمیتواند بیشتر از یک زن داشته باشد و تعدد ازواج ( چند همسری) برطبق کتاب مقدس زنا است (زیرا مخالف با طرح و نقشه اولیه خداست. خدا یک مرد و یک زن را خلق کرد و این نقشه غیرقابل تغییر خداست و هر طرحی خارج از آن زناست) و همچنین در رابطه زناشویی نیز برابری کامل وجود دارد چنانکه در اول قرنتیان 7: 2- 5 نه فقط به زن بلکه به مرد نیز میگوید که بدنش متعلق به زنش است و زن اختیار کامل بدن شوهر را دارد. (قابل توجه عزیزان غیر مسیحی: هیچ زنی راضی نخواهد بود شوهرش زن دیگری داشته باشد.)
آیات برای تعمق بیشتر: اول قرنتیان باب 7 2 امّا بهسبب بيعفتيهاي موجود، هر مردي بايد با زن خود، و هر زني بايد با شوهر خود رابطه زناشويي داشته باشد. 3 مرد بايد وظيفه زناشويي خود را نسبت به زنش بهجا آورد و زن نيز بايد وظيفه زناشويي خود را نسبت به شوهرش ادا کند. 4 زن بر بدن خود اختيار ندارد بلکه شوهرش، و مرد نيز بر بدن خود اختيار ندارد بلکه زنش. 5 پس يکديگر را محروم نکنيد، مگر با رضاي يکديگر و براي مدتي، تا وقت خود را وقف دعا کنيد. سپس باز به يکديگر بپيونديد، مبادا شيطان شما را بهسبب ناخويشتنداري در وسوسه اندازد.
متی باب 19 3 پس فريسيان آمدند تا او را امتحان كنند و گفتند: « آيا جايز است مرد، زن خود را به هر علّتي طلاق دهد؟» 4 او در جواب ايشان گفت: « مگر نخوانده ايد كه خالق در ابتدا ايشان را مرد و زن آفريد، 5 و گفت از اين جهت مرد، پدر و مادر خود را رها كرده، به زن خويش بپيوندد و هر دو يك تن خواهند شد؟ 6 بنابراين بعد از آن دو نيستند بلكه يك تن هستند. پس آنچه را خدا پيوست انسان جدا نسازد.» 7 به وي گفتند: « پس از بهر چه موسي امر فرمود كه زن را طلاقنامه دهند و جدا كنند؟» 8 ايشان را گفت: « موسي به سبب سنگدليِ شما، شما را اجازت داد كه زنان خود را طلاق دهيد. ليكن از ابتدا چنين نبود. 9 و به شما مي گويم هر كه زن خود را بغير علّت زنا طلاق دهد و ديگري را نكاح كند، زاني است و هر كه زن مطلّقه اي را نكاح كند، زنا كند.»
اول قرنتیان 11 11 ليكن زن از مرد جدا نيست و مرد هم از زن جدا نيست در خداوند. 12 زيرا چنانكه زن از مرد است، همچنين مرد نيز بوسيله زن، ليكن همه چيز از خدا.
متی باب 22 23 و در همان روز، صدّوقيان كه منكر قيامت هستند نزد او آمده، سؤال نموده، 24 گفتند: « اي استاد، موسي گفت اگر كسي بي اولاد بميرد، مي بايد برادرش زن او را نكاح كند تا نسلي براي برادر خود پيدا نمايد. 25 باري در ميان ما هفت برادر بودند كه اوّل زني گرفته، بمرد و چون اولادي نداشت زن را به برادر خود ترك كرد. 26 و همچنين دوّمين و سوّمين تا هفتمين. 27 و آخر از همه آن زن نيز مرد. 28 پس او در قيامت، زن كدام يك از آن هفت خواهد بود زيرا كه همه او را داشتند؟» 29 عيسي در جواب ايشان گفت: « گمراه هستيد از اين رو كه كتاب و قوّت خدا را درنيافته ايد، 30 زيرا كه در قيامت، نه نكاح مي كنند و نه نكاح كرده مي شوند بلكه مثل ملائكه خدا در آسمان مي باشند. ( قابل توجه مسلمانان عزیز)
یوحنا باب 8 2 سحرگاهان، عيسي باز به صحن معبد آمد. در آنجا مردم همه بر وي گرد آمدند؛ و او نشسته، به تعليم ايشان پرداخت. 3 در اين هنگام، علماي دين و فَريسيان، زني را که در حين زنا گرفتار شده بود آوردند، و او را در ميان مردم بهپا داشته، 4 به عيسي گفتند: استاد، اين زن در حين زنا گرفتار شده است. 5 موسي در شريعت به ما حکم کرده که اينگونه زنان سنگسار شوند. حال، تو چه ميگويي؟ 6 اين را گفتند تا او را بيازمايند و موردي براي متهم کردن او بيابند. امّا عيسي سر به زير افکنده، با انگشت خود بر زمين مينوشت. 7 ولي چون آنها همچنان از او سؤال ميکردند، عيسي سر بلند کرد و بديشان گفت: از ميان شما، هر آنکس که بيگناه است، نخستين سنگ را به او بزند. 8 و باز سر به زير افکنده، بر زمين مينوشت. 9 با شنيدن اين سخن، آنها يکايک، از بزرگترين شروع کرده، آنجا را ترک گفتند و عيسي تنها بهجا ماند، با آن زن که در ميان ايستاده بود. 10 آنگاه سر بلند کرد و به او گفت: اي زن، ايشان کجايند؟ هيچکس تو را محکوم نکرد؟ 11 پاسخ داد: هيچکس، اي سرورم. عيسي به او گفت: من هم تو را محکوم نميکنم. برو و ديگر گناه مکن.
اول قرنتیان باب 7 10 حکم من براي متأهلان اين است - نه حکم من، بلکه حکم خداوند - که زن نبايد از شوهر خود جدا شود. 11 امّا اگر چنين کرد، ديگر نبايد شوهر اختيار کند و يا اينکه بايد با شوهر خود آشتي نمايد. مرد نيز نبايد زن خود را طلاق گويد. (هیچ تفاوتی بین زن و مرد در قانون طلاق و ازدواج مسیحی و ارث و ... وجود ندارد)
متی باب 15 28 آنگاه عيسي در جواب او گفت: «اي زن! ايمان تو عظيم است! تو را برحسب خواهش تو بشود.» كه در همان ساعت، دخترش شفا يافت.
لوقا باب 7 44 آنگاه به سوي آن زن اشاره کرد و به شمعون گفت: اين زن را ميبيني؟ من به خانه تو آمدم، و تو براي شستن پاهايم آب نياوردي، اما اين زن با اشکهايش پاهاي مرا شست و با گيسوانش خشک کرد! 45 تو مرا نبوسيدي، امّا اين زن از لحظه ورودم، دمي از بوسيدن پاهايم بازنايستاده است. 46 تو سر مرا به روغن تدهين نکردي، اما او پاهايم را به عطر تدهين کرد. 47 پس به تو ميگويم، محبت بسيار او از آن روست که گناهان بسيارش آمرزيده شده است. اما آن که کمتر آمرزيده شد، کمتر هم محبت ميکند. 48 پس رو به آن زن کرد و گفت: گناهانت آمرزيده شد! ميهمانان با يکديگر گفتند: اين کيست که گناهان را نيز ميآمرزد؟ 49 عيسي به آن زن گفت: ايمانت تو را نجات داده است، بهسلامت برو!
متی باب 26 13 هر آينه به شما مي گويم هر جايي كه در تمام عالم بدين بشارت موعظه كرده شود، كار اين زن نيز بجهت يادگاري او مذكور خواهد شد.»