| ليست مقالات | صفحه اول تالار | جستجو در انجمن | پست هاي جديد | تاپيک هاي مشترک شده | ارسال درخواست دعا | اکنون: 19 بهمن 1390 00:11 | آخرين بازديد: |
![]() ![]() |
| hani |
| شماره پست: #11
|
![]() عضو جدید یا کم فعالیت
محبوبيت: 0 ![]() گروه: جدید پست ها: 8 تاريخ عضويت: 12/07/1388 ICQ:-- |
نقل قول: edy_nedy (حد اکثر در حد سینه او) بفرما همه کارت رو کردی دیگه مسیح میگه نگاه شهوت ، زناست . تو از نگاه شهوت هم گذروندی حالا داری فکر میکنی این گناهه یا نه! |
| hanishabi |
| شماره پست: #12
|
| عضو جدید یا کم فعالیت
محبوبيت: 0 ![]() گروه: جدید پست ها: 1 تاريخ عضويت: 5/10/1388 ICQ:-- |
ببخشید این شخصی که با عنوان zojeshad پاسخ میده طوری حرف میزنه و خودش رو جمع میبنده که انگاری خودش رو در جای خدا فرض میکنه لطفا یک بار دیگه به پاسخهاشون دقت کنید |
| zojeshad |
| شماره پست: #13
|
![]() عضو پیشرفته
محبوبيت: 12 ![]() گروه: مدير سايت پست ها: 191 تاريخ عضويت: 15/09/1387 ICQ:zojeshad |
با درود خدمت شما دوست عزیز -------------------- در خداوند دائما شاد باشید. و باز میگویم شاد باشید. (فلیپیان 4:4) زوج شاد † |
| zojeshad |
| شماره پست: #14
|
![]() عضو پیشرفته
محبوبيت: 12 ![]() گروه: مدير سايت پست ها: 191 تاريخ عضويت: 15/09/1387 ICQ:zojeshad |
-------------------- در خداوند دائما شاد باشید. و باز میگویم شاد باشید. (فلیپیان 4:4) زوج شاد † |
| vahid_soccer |
| شماره پست: #15
|
| عضو جدید یا کم فعالیت
محبوبيت: 0 ![]() گروه: جدید پست ها: 2 تاريخ عضويت: 31/01/1390 ICQ:vahid_darya2001 |
پاسخ ها تا پست شماره 8 عالی بودند.اما در پست شماره 9 دوستمان کمی تند رفتند که گفتند خود ارضایی کن.این کالر کاملا بر خلاف کلام خدا و هدایت روح خداست. من دوست دارم تجربه شخصیم رو به طور کلی در رابطه با تماس جنسی در دوران نامزدی بیان کنم.من نامزدی داشتم که فوق العاده زیاد همدیگر رو دوست داشتیم.هر دو هم مسیحی بودیم.اما همه چیز با یه بوسه شروع شد.و ما در گیر یه رابطه جنسی خفیف و سپس شدت اون بیشتر شد.و در اون زمان ها من کاملا احساس گناه رو حس میکردم هر چند که تمام رابطه ما از روی عشق بود.اما این مسئله از چندین و چند جهت زندگی من و نامزدم رو تحت تاثیر قرار داد.اول اینکه رابطمون پس از مدتی به هم خورد.دوم اینکه یواش یواش و آهسته آهسته بدون اینکه خودم حس بکنم روز به روز در ایمانم ضعیف تر شدم تا جایی که واقعا میشد بهم لقب بی ایمان رو داد.سوم نامزدم هم بعد از قطع رابطمون بی ایمان شد.چهارم اینکه خاطره های اون رابطم هنوز که هنوزه بعد از گذشت 5 سال از ذهنم خارج نشده.حتی با وجود اینکه در این مورد زیاد دعا کردم.و خیلی تبعات دیگری هم داشته.و مهمتر از همه اینکه قلب خدا رو شکستم.خدایی که با دستان خودش تک تک سلول های من رو آفریده بود و پسرش رو برای من فدا کرده بود از من انتظار داشت که قدر بدن خود و قدر حیاتی را که به من بخشیده بدانم.اما من حرمت ها رو شکستم.الان واقعا افسوس میخوردم.واقعا افسوس میخورم.کاشکی هیچوقت اون اتفاقات نمیفتاد. |
| mohammadamin |
| شماره پست: #16
|
| عضو جدید یا کم فعالیت
محبوبيت: 0 ![]() گروه: جدید پست ها: 5 تاريخ عضويت: 6/03/1390 ICQ:-- |
داستانی که تعریف کردی ربطی به خودارضایی نداره که شاید خودارضایی میکردی بیشتر میتونستی جلو خودت رو بگیری |
![]() ![]() |