نگرش کتاب مقدس نسبت به طلاق
امروزه ، بسیاری از ازدواج ها دچار مشکل است و شبانان خود را در مشکلات این خانواده های زخم دیده در گیر می بینند ، اما تعداد کمی از آنان خود را برای حل مسائل مجهز می یابند . در این شرایط ، احساسات طرفین درگیری بسیار پر تنش است و این امر جای کمی برای منطق و راه حلهای کتاب مقدسی برای بحران باقی می گذارد . خانواده ها و دوستان نیز اغلب زوج در گیر را تحت فشار قرار می دهند . که از هم جدا نشوند بدون اینکه به ریشه ی مشکلات بپردازند ، این خود سبب می شود که زخم و خشم بیشتری انباشته شود . در این شرایط شبان باید چه کند ؟ خدا چه امیدی ارائه می دهد ؟
بسیار ضروی است که نخست بدانیم تعلیم کتاب مقدس در مورد طلاق چیست . گرچه غیر ممکن است که فرمولی ارائه داد که در تمامی موارد کاربرد داشته باشد ، اما می توانیم آن دسته از اصول کتاب مقدس را بررسی کنیم که عمومی و فراگیر هستند ، وقتی به این اصول و تعالیم مجهز شدیم ، می توانیم به خدای روح القدس اعتماد کنیم که ما را هدایت کند و به کار برد
ماهیت ازدواج
نخست باید به ماهیت منحصر به فرد ازدواج بپردازیم چرا که آن را خدا برای تمامی بشر و برای اهدافی خاص مقرر فرمود
رفاقت : خدا دید که آدم تنهاست و اعلام داشت که این تنهایی خوب نیست ( پیدایش 2 : 18 )
خوشی صمیمیت : خدا خوشی رابطۀ جنسی را برای بشر مقرر فرمود و آن را در محدودۀ ازدواج نیکو اعلام داشت ( عبرانیان 13 : 4 )
با هم در صورت خدا : زن و مرد با هم صورت خدا را منعکس می سازند ( پیدایش 1 : 27 ) و ازدواج وسیله ای است برای تقدیس متقابل
تولید مثل : خدا تولید مثل را مقرر فرمود تا فرزندان تولید شوند و در محبت او پرورش یابند ( پیدایش 1 : 28 )
تصویر مسیح و کلیسایش : ازدواج باید تصویری باشد از ارتباط پر محبت و پر شکوه میان مسیح و " عروسش " که در آن ، شوهر همسر خود را همانطور محبت می کند که مسیح کلیسا را محبت نمود ( افسسیان 5 : 13 – 33 )
در ملاکی فصل دوم آیۀ یک خدا اعلام می دارد که از طلاق متنفر است ! برای درک علت این تنفر باید نخست هستۀ مرکزی تعلیم در مورد ازدواج را بررسی کنیم . ازدواج " قرار داد " نیست ، بلکه عهد است . قرار داد برای این منظور نوشته می شود تا حقوق طرفین را در صورت عدم اجرای تعهدات حفظ کند ، قرار داد ممکن است سندی مشروط باشد . به عبارت دیگر ، در یک قرار داد ، هر طرف متعهد می شود به تعهدات خود عمل کند تا زمانی که طرف مقابل نیر چنین کند . اما عهد بر اساس پاسخگویی به خداوند بسته می شود ، و بدون توجه به اینکه طرف مقابل چه می کند ، طرف اول باید به تعهدات خود عمل کند ( ملاکی 2 : 14 ) . از اینروست که طرفین ازدواج به هنگام جاری شدن صیغه ی عقد می گویند : " تا مرگ ما را از هم جدا کند " ، حلقۀ ازدواج نیز مظهر این عهد بودن خاتمه است . از آنجا که خداوند ازدواج مسیحی را مقرر ساخته تا بازتابی از عهد خودش با کلیسا باشد ، متنفر است که ببیند آن با شکست روبرو می شود
سایر علل نفرت خدا از طلاق
ضروریت فروتنی : دلایل دیگری برای تنفر خداوند از طلاق وجود دارد ، یکی آن است که و می داند که اکثر ازدواج های مسیحی می توانند از شکست نجات یابند اگر شوهر و زن خود را در مقابل او فروتن سازند و احکامی را که او در کلام مقدسش تعیین فرموده ، رعایت کنند . ملاکی با اندوه میفرماید :
خداوند شما را با هم پیوند داد و شما در نظر او یک تن شدید ... پس مواظب باشید که به همسر خود خیانت نکنید . ( ملاکی 2 : 15 )
رابطه با خدا : رابطه ی زناشویی همیشه منعکس کنندۀ سلامتی روحانی زن و شوهر است . هرچقدر آنها به خدا نزدیکتر شوند ، با یکدیگر هم صمیمی تر خواهند شد . ( اول یوحنا 4 : 12 ) عکس این نیز صادق است ، یکی از نخستین نشانه های تضعیف رابطه ازدواج کمبود اشتیاق برای دعا کردن با هم و پرستش خدا به صورت دونفری است . آدم و حوا وقتی گناه کردند ، خود را از خدا و از یکدیگر پنهان ساختند.
پیوندی جدا نشدنی : علت دیگر نفرت خدا از طلاق مربوط به ماهیت خود ازدواج می شود . عیسی مسیح دربارۀ ازدواج فقط یک بار تعلیم داد ، اما همان یک مورد حاوی اساسی ترین حقیقت در این زمینه می باشد . او فرمود :
و از این سبب مرد پدر و مادر خود را ترک گفته، به زن خویش خواهد پیوست، و آن دو یک تن خواهند شد. بنابراین، از آن پس دیگر دو نیستند، بلکه یک تن میباشند. پس آنچه را خدا پیوست، انسان جدا نسازد ( مرقس 10 : 7 – 9 )
ازدواج طوری مرد و زن را به هم پیوند می دهد که دیگر نمی توانند از هم جدا شوند مگر با لطمان فراوان . مانند این است که دو تکه کاغذ را به هم بچسبانیم و بعد بخواهیم آنها را جدا کنیم . این جدا سازی به درستی انجام نخواهد شد چون هردو کاغذ پاره می شوند . طلاق قلب و زندگی زن و مرد را پاره می کند و زخم های جبران ناپذیر بر جای می گذارد.
برگرفته از مجلۀ شبان نوشته کشیش تت استیوارت