اطلاعیه
قابل توجه کاربرانی که یک بار قبلا در سایت عضو شده اند،
با یک آدرس ایمیل نمیتوانید دو بار عضو شوید بنابراین اگر پسورد خود را فراموش کرده اید، برای دریافت پسورد جدید
روی این قسمت
کلیک نمایید. ولی اگر اسم کاربری خود را فراموش کرده اید ، آدرس ایمیل خود را برای ما
(از طریق یاهو مسنجر)
و یا
(ایمیل)
ارسال نمایید.
ما اسم کاربری شما را بهمراه یک پسورد جدید برای شما ارسال میکنیم.
با تشکر : مدیریت سایت زوج شاد
مريخي ها و ونوسي ها در اتاق خواب فصل سوم دكتر جان گري
وقتي مردان همه چيز را خراب مي كنند زن خيلي وقتها بالقوه آمادگي سكس را دارد؛ ولي مرد نمي داند. پس، خيلي زود احساس طردشدگي ميكند و متوقف ميشود. او اصلاً درنمييابد كه زن واقعاً خواهان سكس است. همهچيز را ساده ميگيرد. فكر ميكند تمنا در زن مانند خودش پاسخ صريح آري يا نه دارد. بنابراين، از همسرش سوالي مشابه سوالات زير ميپرسد: - آيا مايلي سكس داشته باشيم؟ - سكس ميخواهي؟ - آمادگي براي سكس داري؟ در پاسخ، اگر زن بگويد «مطمئن نيستم» يا «نميدانم»، مرد در غالب موارد سوءتعبير كرده و پيام منفي و طرد شدن ميگيرد. او ميپندارد زن مودبانه نه گفته است. اين صحت ندارد. زن واقعاً نميداند؛ همين و بس. البته مردان براي درك اين مسئله مشكل دارند، زيرا شبيه ماه نيستند، بلكه شبيه خورشيدند. اگر از مرد سكس خواسته شود، پاسخش قطعي است: يا خورشيد بالاست يا پايين. او به طور مشخص يا سكس ميخواهد و يا نميخواهد. اما ترديد زن، يعني نياز او به كمي زمان، توجه و حرف زدن تا تمايل يا فقدان تمايلش را بفهمد. اگر مرد اين را دريابد، مستعد ميشود تا فوراً احساس طردشدگي نكند و نابهنگام منصرف نشود. آيا در وجودت خواهشي براي سكس هست؟ زن شما مطمئن نيست سكس ميخواهد يا نه. به جاي منصرف شدن، به او بگوييد: «آيا در وجودت جايي هست كه با من سكس بخواهد؟» در بيشتر مواقع، زن ميگويد: «چرا هست». بعضي از مردان حيرت ميكنند از اين كه گاهاً زنشان پاسخ ميدهد: «مطمئناً، بخشي از وجودم هميشه ميخواهد با تو سكس داشته باشد.» اين عبارت همچون نواي موسيقي در گوش مرد طنين مياندازد. زن ممكن است در ادامه دلايل ترديد خود را بيان كند. او شايد بگويد: «نميدانم وقت كافي داريم يا نه. هنوز لباسهايم را نشستهام و چند كار ديگر را نيز انجام ندادهام» يا شايد اظهار كند «از احساسم مطمئن نيستم. چيزهاي زيادي به ذهنم هجوم آورده. فكر ميكنم به كمي وقت نياز دارم تا آرام شوم». در حيني كه زن به حرف زدن ادامه ميدهد، مرد بايد به خود يادآور شود كه همسرش نه نميگويد. زن فقط نيازمند حرف زدن است تا ذهنش شفاف شود و سرانجام بتواند اميال شهوانياش را بازيابد. بسيار رخ ميدهد كه بعد از بر شمردن دلايل آماده نبودنش، به سادگي بگويد: «باشد، بيا انجامش دهيم.» بدون آگاهي از چگونگي تفاوت زن با مرد، در حالي كه زن از علل سكس نخواستن خود حرف ميزند، مرد به تدريج انگيزه را از دست ميدهد، ولي آن زمان كه مرد آگاه باشد و بداند بخشي از وجود زن سكس ميخواهد، گوش دادن به بخشهايي كه سكس نميخواهند برايش آسانتر ميشود. در اين حالت، اگر زن كشف كند سكس نميخواهد، ميتوان بگويد: «زمان خوبي براي سكس سريع است. بگذار سكس بيشتاب را در فرصت مناسبي داشته باشيم.» همچنين زن وقتي از آمادگي داشتن براي سكس مطمئن نيست، اگر با حوصله همراه با مرد به كشف اين كه چه تمايلي دارد بپردازد، كار را براي همسرش بسيار آسان ميكند. مثلاً، فرض كنيد مرد بگويد: «ميخواهي سكس داشته باشيم؟» زن در واكنش درست، پاسخ ميدهد: «چيزي در وجودم سكس ميخواهد، ولي مطمئن نيستم. هنوز خريد نرفتهام و برخي كارهايم را انجام ندادهام. هنوز...» با ابتدا مطلع كردن مرد كه تمايلي هرچند مبهم به سكس دارد، به مرد امكان ميدهد تا راحتتر به دلايل آمادگي نداشتن او گوش دهد. سكس يا عشقبازي كلمات بسيار مهماند. وقتي زن از واژهي «سكس» استفاده نميكند، مرد ممكن است اين را دليل ديگري براي بيعلاقگي زن به سكس بداند. اريك ميگفت: «شريك جنسيام از اين كه رابطهمان را سكس بنامد، اكراه داشت، او عشقبازي را دوست داشت؛ چرا كه در آن دلبستگي را ميديد. در اين باره، آن قدر حساس بود كه اگر در خواهشم براي همخوابگي سكس را به كار ميبردم، بلافاصله نه ميگفت و حالت سرزنشآميز به خود ميگرفت. شنيدن اين كلمه به خودي خود آزردهاش ميكرد. من احساسش را درك ميكردم، ولي به كار بردن واژهي عشقبازي برايم ناراحت كننده بود. در واقع، احساس شرم ميكردم؛ زيرا اگر قلب و ذهنم عشقورزي ميخواست، بدنم طالب سكس بود. در نهايت نيز، علاقهام را به داشتن سكس با او از دست دادم و پس از چندي رابطهمان از هم گسيخت.» ميبينيد، كمي تفاوت در معنا چه مسئلهي بزرگي را در پي ميآورد؟ هيچگونه سهلانگاري در مواردي از اين دست جايز نيست. اريك سالها بعد با زن ديگري به نام تريش آشنا شد و به وي دل بست؛ اما دريافت او نيز به جاي سكس غالباً از واژهي عشقبازي استفاده ميكند. مرد تجربهي تلخ گذشته را به خاطر داشت. پس با دورانديشي تصميم گرفت از همان ابتدا همهچيز را روشن كند. اريك براي تريش توضيح داد كه از صميم قلب او را دوست دارد و ميداند كه او عبارت عشقبازي را ترجيح ميدهد، ولي خودش واقعاً ميخواهد كه آن را سكس بنامد. آنها با هم قرار گذاشتند كه مرد واژهي سكس را به كار ببرد، ولي مفهومش همان عشقبازي باشد؛ يعني سكس رابطهي جنسي همراه با دوست داشتن باشد. تريش گاه گاه كه از عبارت عشقبازي استفاده ميكرد، براي اريك سخت نميآمد. در عوض، هرگاه زن سكس را به كار ميبرد، براي شوهر بسيار تأييد كننده بود. توافق آنها دو طرف را شامل ميشد. وقتي هم اريك از كلمهي سكس استفاده ميكرد، ميدانست براي تريش اشكالي از اين بابت وجود ندارد. اريك گفت: «عشقبازي يا عشقورزي به جاي سكس شايد آواي دلپذيري داشته باشد، ولي براي من خوشايند نبود؛ چون فكر ميكردم اگر چنين كنم، قصد دارم يا سكس خواستنم را پنهان كنم يا به طريقي او را گول بزنم.» بله، فقط فهميدن اين كه هر كدام سكس را چگونه ميخواهند، به آنها كمك كرد تا رابطهي جنسيشان را بهبود بخشند. البته براي بعضي زوجها پيش ميآيد كه كلمهي سكس بار معنايي منفي يا دردناكي دارد. به ريشهيابي آن كاري نداريم. اگر شما جزو چنين افرادي هستيد، پيشنهادم استفاده از كلمات رمزي است. كلمات رمزي ميتوانند بديع، شيرين و خوشايند باشند. بنابراين، براي افزايش شادكامي نيز ميتوان از آنها بهره برد. زوجي كلمهي رمزشان را برايم فاش ساختند. آنها قايقسواري را به جاي سكس به كار ميبردند. مرد بعضي وقتها كه سكس ميخواست، ميگفت: «چه روز آفتابي زيبايي! دوست داري به قايق سواري برويم؟» زن نيز گاه ميگفت: «روز خيلي خوبي است. چطور است برويم...؟»؛ و مرد با حرارت حرف همسرش را كامل ميكرد و ميگفت: «قايق سواري؟» هر دو ميخنديدند و آماده ميشدند تا اوقات خوشي را با هم بگذرانند. وقتي قايق سواري كلمهي رمزي باشد، مرد براي سكس دلچسب طولاني ميتواند بگويد: «چه خوب است به گردش طولاني با قايق برويم!» در اين حالت، زن اگر آمادگياش را ندارد، ميتواند پاسخ دهد: «باشد،ولي الان دلم قايقسواري سريع ميخواهد.» اين تنها يك نمونه است، خلاق باشيد. كلمات رمزي دريچهي جديدي به روي سكس ميگشايند. سكس و رسانهها رسانهها شديداً احساس طردشدگي را در مردان تقويت ميكنند. بمباران تبليغاتي رسانهها هر روز ادامه دارد. مرد با نمايش زنان افسونگري رو به رو است كه بدنهايشان تكرار ميكنند: «بله، من تو را ميخواهم. برايت آمادهام. در اشتياقت به سر ميبرم. از آن توام. خواهان سكسم. سكس را بيشتر و بيشتر ميخواهم. بيا و مرا با خود ببر.» اين پيام مرد را تحريك ميكند. زماني كه گرفتار چنين دنياي خيالياي ميشود، يا آنگاه كه در جريان زندگي، خيالاتي از اين دست به سراغش ميآيند، حس ميكند فقط اوست كه از سكس داغ و پرشور و حرارت محروم است. حتي اگر رابطه داشته باشد، فكر ميكند اشكالي وجود دارد. كافي است شريك جنسي سر خلق به نظر نيايد تا چمن آن طرف صفحهي تلويزيون به مراتب سبزتر ديده شود. متأسفانه مرد نياز واقعي- اما پنهان- زن براي سكس را تشخيص نميدهد. او متوجه نيست كه با كمي حمايت عاطفي زوجش ميتواند به چه مرتبهاي از سرخوشي برسد. مرد چون خواهش علني زن را نميبيند، فكر ميكند براي به دست آوردن آن بايد به داخل حلقهي بسكتبال بپرد. اشكال كار كاملاً پيداست: سكس نخواستن زن، مرد را دچار ناتواني ميكند. اما، چه دلمشغولي بيموردي! زن حقيقتاً سكس را دوست دارد؛ منتها براي آن كه به اندازهي مرد ميل جنسياش نمايان شود، نياز به احساس عاشقانه و كمي نوازش دارد. گاهي تمايلات جنسي او را ميتوان با هديهي يك شاخه گل يا تميز كردن آشپزخانه برانگيخت- به همين سادگي. (آقايان، لطفاً خنده نكنيد. در سمينارهايم هميشه بيان اين مطلب با كف زدن ممتد خانمها همراه شده است) رسانهها با حضورشان سكس را در همهجا تبليغ ميكنند؛ ولي تناقض باور نكردني اين است كه بسيار ميشنوم زنان از عدم علاقهي شوهرانشان به سكس شكايت دارند. بله، خانم عزيز، شوهر شما هرچه بيشتر سكس را در رسانهها ميبيند، احساس طردشدگياش بيشتر شده و شيفتگي جنسياش را به شما بيشتر از دست ميدهد. علت هم به هيچوجه به خاطر فقدان تشابه اندام شما با اندام زنان ايدهآل نيست، بلكه ميل آشكار به سكس را در شما نميبيند، از اين رو احساس طردشدگي و محروميت ميكند. مراقب باشيد! برايتان بسيار حياتي است كه بدانيد در درجهي اول مرد مجذوب اندام آن زنان نميشود، بلكه پيامشان كه حاضر و آماده براي سكساند، او را جذب ميكند. بنابراين، اگر ميخواهيد همسرتان را شيفتهي خود نگه داريد، لازم نيست به رقابت با زنان فانتزي رسانهها بپردازيد و خود را بكشيد تا اندام بيعيب و نقصي داشته باشيد. به جاي آن، روي ارتباط مثبت و دادن پيامهايي كه مرد را از احساس طردشدگي دور كند، كار كنيد. چرا مردان احساس ضعف ميكنند؟ مرد وقتي تفاوتهاي بين نيازهاي مردان و زنان را درك نكند، وا ميماند و احساس كاستي ميكند. او در حالي كه خودش سكس ميخواهد، همواره احساس ميكند زنش اين گونه نيست: او را بايد متقاعد كرد تا سكس بخواهد. مرد غافل است كه زن نيز از جنبهاي ديگر دچار چنين احساس ضعفي ميشود. زنان تشنهي صميميت و ارتباط خوباند، اما مردان را چندان علاقمند به اين امور نميبينند. توصيهام به خانمها اين است كه براي درك نياز جنسي مرد، آن را با نياز خود به احساسات و روابط صميمانه مقايسه كنيد. زن هر بار كه سر صحبت را باز ميكند با ديدن برخورد سرد مرد احساس طردشدگي ميكند. اين تجربهي دردناكي است. بنابراين، زنان به راحتي ميتوانند حساسيت همسرشان به سكس را با حساسيت خودشان در اين مورد مقايسه كنند. بدون درك درست تفاوتها و بدون بهره بردن از مهارتهاي پيشرفتهي جنسي صدمهي عاطفي خوردن مرد اجتناب ناپذير است. مرد سرخورده به غار درونش عقبنشيني ميكند و زن از اين بابت عميقاً رنج خواهد برد. حتي بعد از مدتي نياز به همدم بودن و راحت بودن با مرد را از دست ميدهد. البته زن ميتواند با فراگيري مهارتهاي نوين مرد را از غار تنهايياش بيرون بكشد. (به كتاب مريخيها و ونوسيها با هم براي هميشه مراجعه كنيد). به همين ترتيب، مرد نيز ميتواند مهارتهايي را به كار گيرد كه زن را با سكس دمساز كند. آن زمان كه تفاوتها را درك كنيم، ميفهميم تلاش براي متقاعد ساختن همسرمان، كه ما را بيشتر دوست بدارد يا مطابق ميل ما با ما رابطهي جنسي داشته باشد، راه درستي نيست. راه درست آن است كه بكوشيم با بهرهبردن از مهارتهاي پيشرفته حامي همسرمان باشيم. ما با دوست داشتن او، قادرش ميسازيم عشقي را كه در طلبش هستيم به ما بدهد. زوجهايي كه از اين مهارتها سود نميبرند، خود به خود بعد از سه يا چهار سال شيفتگي جنسي آغازين را از دست ميدهند. چرا زوجها كمتر از گذشته به سكس ميپردازند؟ سكس در خانه بسيار كمتر از آنچه رسانهها نشان ميدهند وجود دارد. مردان و زنان جوان حريصانه خواهان سكساند؛ ولي پس از ازدواج و بعد از گذر چند سال، چيزهاي ديگري مهمتر شده و سكس ناديده گرفته ميشود. زبان احساسات متفاوت، زبان دو جنس مخالف، عدم درك مريخيها و ونوسيها از هم علت اصلي اين كاستي است. مردان احساس طردشدگي ميكنند و زنان در فقر صميميت و درك شدن به سر ميبرند. زن نميداند آمادگي نداشتنش براي سكس چقدر براي مرد سنگين است؛ و غريزهي مرد نيز، به مرد اين امکان را نميدهد كه بفهمد زن نياز جدي به صميميت و ارتباط خوب دارد تا سر خلق آيد و آمادگي بيابد. اگر زن بخواهد مانع احساس ترد شدگی شوهرش شود بايد او را از رابطهي جنسي راحت، مثبت و آزاد برخوردار كند. به خصوص، نبايد او را از شيريني آغاز كردن سكس محروم كرد. مرد آنگاه كه مكرر پيام علاقمندي همسرش به سكس را دريافت كند و آن را باور كند، تمايلات جنسياش سالم و قوي باقي ميماند. زن نيز وقتي مهارت مرد در سكس را ببيند و از حمايت او در رابطهشان برخوردار شود، تمايلات جنسياش تر و تازه ميماند. ارتباط خوب و حمايت محبتآميز، اينها براي زن به هر حال بيشترين اهميت را دارند. مرد هم البته رابطهي خوب را ميخواهد؛ ولي آنچه قويترين تأثير را بر احساسش ميگذارد، موفقيت جنسي در ارتباطشان است. سكس را به خواست زن شروع كردن گاه مرد شروع سكس را منوط به زمانهايي ميكند كه همسرش آمادگي براي سكس نشان ميدهد. اعتماد كردن به احساسات مثبت زن و انتظار كشيدن براي اين احساسات، مرد را به حالت انتظار دائم براي شروع سكس ميكشاند. چقدر بايد صبر كرد؟ كم كم تمايل مرد كاهش مييابد، و حتي وقتي زن آمادگياش را دارد، مرد سكس كمتري نسبت به او خواهد خواست. معمولاً در اين حالت، زن تا حدي نگران خواهد شد. او فقدان سكس را احساس خواهد كرد و آن را بيشتر خواهد خواست. بازي بد انجامي است. هرچه زن بيشتر سكس بخواهد، به نظر ميرسد مرد تمايلش را به همخوابگيشان بيشتر از دست داده است. تمايل بالاي زن به مرد پيام ميدهد كه «تو از عهده بر نميآيي؛ تو نميتواني مرا ارضا كني». مرد درماندهتر شده و اندك تمايل باقي ماندهاش نيز به زودي از بين ميرود.
سكس نياز به تعادل بسيار ظريفي در وجود مردان و زنان دارد- تعادلي كه در مردان بسيار آسيبپذيرتر است. اگر مرد سكس بيشتري نسبت به زن بخواهد و بتواند صبورانه و از روي ادب بر آغاز نمودن سكس پافشاري كند، سرانجام بر مقاومت زن غلبه كرده، آن را از پا خواهد انداخت و زن به طور خودكار سكس خواهد خواست. اما، وقتي زن پافشارانه بيش از مرد سكس بخواهد و ناراحتي خود را بابت نداشتن آن بيان كند، مرد بسيار محتمل است كه تهي از هر انگيزشي شود. شوهر احساس اجبار خواهد كرد و فكر ميكند به خاطر زن بايد آن را انجام دهد. زنان خود ميدانند كه چگونه اجبار براي سكس ميتواند برانگيختگيشان را خنثي كند. براي مرد اثر منفي اجبار ده بار بيشتر است. مرد نميتواند مانند زن وانمود به تحريك شدن كند. اگر مرد علاقه به سكس نداشته باشد، از نظر جسمي مشخص ميشود. زن اين طور نيست؛ ميتواند به آساني عدم تحريكش را پنهان كند و نشان دهد كه همهچيز رو به راه است. براي مرد اين كار غير ممكن است. ناتواني مرد براي تظاهر به تحريك شدن، فشار را بر او چند برابر ميكند. احساس اجبار براي سكس و ناتواني در تظاهر به آن مرد را مستأصل كرده و عملاً هيچچيز- منظورم هيچ چيز است- آن پايين اتفاق نميافتد. وقتي مرد آمادگي ندارد، زن چه مي تواند بكند؟ بسياري از زنان وقتي مردشان آمادگي ندارد، مي پذيرند كه كار را متوقف كنند. آنان شرمندگي مرد را احساس مي كنند و مبهوت ميشوند كه چه بايد كرد. اگر دربارهي آن حرف بزنند، مرد احساس گناه خواهد كرد؛ و اگر دست به حركات جنسي بزنند، مرد فقط خستگي يا سرخلق نبودن خود را نشان مي دهد. خانمها نگران نشوند. خوشبختانه راه حلهايي وجود دارد. همان طور كه وقتي شما سر خلق نيستيد، مرد ميتواند با شما سكس سريع داشته باشد، وقتي او سر خلق نيست، شما نيز مي توانيد فوت و فنهاي خاصي را به كار بريد. ديويد و سو در جايي از رابطهشان فهميدند سو خيلي بيش از ديويد تمايل به سكس دارد. سو هر گاه فرصتي پيش ميآمد سر خلق بود و با اشتهاي زياد سكس را ميخواست. ديويد نيز در هفتههاي اول با خوشرويي پاسخ ميگفت و همهچيز عالي به نظر ميرسيد. آنان در هفته چند بار و گاهي دو بار در روز سكس داشتند. اين برنامه سرانجام باعث خستگي ديويد شد. تجربهاي نو و ناخوشايند. ديويد هرگز فكر نميكرد كه زنش بتواند بيش از او سكس بخواهد. حال، نياز به نه گفتن را حس ميكرد؛ اما نميدانست چگونه؟ پس، همچنان به پيش ميرفت و سكس را، حتي اگر نميخواست، ميپذيرفت. خوب، ايدهي خوبي نبود. چيزي نگذاشت كه فشار اجبار جايگزين لذت شد. سكس تعهد و وظيفهاي در برابر نياز سو شده بود؛ و به هيچ وجه احساس خوبي به مرد نميداد. ديويد براي خلاصي از اين وضعيت، تصميم گرفت كه راهي براي نه گفتن بيابد. پيدا كردن راه درست آسان نبود. چطور بدون جريحهدار كردن و ايجاد احساس طردشدگي در سو ميتواند نه بگويد؟! يك روز عصر، وقتي از سر كار به خانه آمده بود و اخبار تلويزيون را تماشا ميكرد، سو روي كاناپه چسبيده به او دراز كشيد و بعد از چند دقيقه به آهستگي مشغول نوازش رانهاي او شد. ديويد با حركتي كه سعي ميكرد خشن نباشد، دست خود را براي متوقف كردن روي دست سو گذاشت و به آرامي گفت: «الان خيلي خستهام، واقعاً دلم ميخواهد اخبار ببينم.» بعد براي اين كه سو را ناراحت نكرده باشد، بدون فكر كردن افزود: «چطور است به طبقهي بالا بروي و آماده شوي. من بعداً به تو ملحق ميشوم.» ديويد به تماشاي تلويزيون ادامه داد و قراري كه گذاشته بود از خاطر برد. چهل و پنج دقيقه گذشت. چشمانش سنگين شده بود و داشت خوابش ميبرد كه صداي سو را از طبقهي بالا شنيد. زن با لحني نازك و پرالتهاب ميگفت: «ديويد، من آمادهام!» مثل معجزه بود. ناگهان وجود ديويد را ميل شديدي فرا گرفت. در پاسخ سو، به گرمي گفت: «الان ميآيم.» به طبقهي بالا رفت و وقتي كنار زن قرار گرفت، وي را آمادهي ارگاسم ديد. زن چهل و پنج دقيقهي پيش را صرف تحريك خود، ديدن روياهاي شيرين دربارهي عشقبازي با ديويد و نوازش آرام خويش كرده بود. ( به اين جنبهي خودارضايي زنان توجه كنيد! مسئلهاي كه زنان شرقي بسيار با آن مشكل دارند.) جاي تعجب نداشت كه زن دو دقيقه بعد از دخول به ارگاسم رسيد. ديويد نيز چند ثانيه بعد ارگاسم داشت. سو خوشحال بود كه سكسي را كه ميخواست به دست آورده؛ و از طرف ديگر، براي ديويد اين تجربه تجربهاي بسيار لذتبخش- حتي لذتبخشتر از سكس سريع- به همراه داشت. او احتياج پيدا نكرد به هيچ كاري دست بزند، فقط سكس را با لذت شروع كرد و سو به ارگاسم رسيد. قسمت بعد: پذيرش مسئوليت براي لذت بردن خود
برای یافتن پاسخی کاربردی برای مشکلات جنسی ، زناشویی تان به انجمن مراجعه کنید و اگر پاسخ خود را نیافتید، همانجا مشکل خود را برای ما بنویسید تا ما در اولین فرصت پاسخ شما را آماده کنیم.
ای حبیبان ، یکدیگر را محبت بنماییم زیرا که محبت از خداست و هر که محبت مینماید از خدا مولود شده است و خدا را می شناسد، و کسی که محبت نمی نماید، خدا را نمی شناسد زیرا خدا محبت است. اول یوحنا 4: 7-8