مريخي ها و ونوسي ها در اتاق خواب
فصل دوم
دکتر جان گری
لذت سكس سريع
در انبوه كتابهاي مربوط به سكس، از صرف وقت براي رساندن زن به لذت حرفها زده شده؛ ولي در هيچ كتابي نديدهام از نياز مشروع مرد به سكس سريع چيزي آمده باشد.
مرد معمولاً از كامياب كردن زن شاد ميشود؛ ولي بعضي وقتها حس ميكند دلش ميخواهد از پيشنوازشها دربرود و به كار خود بپردازد. چيزي در وجودش عميقاً خواستار توقف بازداري ميشود. دوست دارد دلواپسي براي صرف وقت و يا انجام آنچه زن ميطلبد را كنار گذارد؛ فقط خودش باشد.در اين حالت، تمايل به شادي زن همچنان در او هست، ولي ديگر نميخواهد صبر كند.
در كنار پيش بردن، پيش رفتن هم لازم است. مرد همان طور كه با محبت وقت ميگذارد و زن را به لذت ميرساند، گاهي نياز دارد به كار خود مشغول شود و سكس سريع داشته باشد. غريزه را آزاد گذاردن و نياز تند مردانه را بيزمينهسازي برآوردن، او را مهيا ميكند در مواقع ديگر آسانتر براي زن باشد. بخشهايي از وجود مرد شبيه ماشينياند كه گاه گاه با سريع رفتن كاربراتورش تميز ميشود. بدن مرد نياز دارد بعضي وقتها بدون هر نوع بازداشتي به كاركرد طبيعي خود مشغول شود.
احساسمان از اين نياز آگاه باشد، چيزي است؛ و پرداختن به آن، چيزي ديگر. جيمز وقتي با لوسي سكس سريع داشت، غالباً دچار اين احساس ميشد كه لوسي به آنچه نياز دارد نميرسد.
جيمز حس ميكرد لوسي آميزش جنسي بدون پيشنوازش را خودخواهي ميداند. شوهر از اين بابت خود را در تنگنا ميديد و واهمه داشت كه عاشق خوبي به حساب نيايد. بنابراين، تا نزديكيهاي رفتنش به اداره صبر ميكرد و آنگاه لوسي را به آغوش ميكشيد.
او به زن ميگفت: «خوب، چند دقيقه وقت دارم. بيا سكس داشته باشيم.» زن به خوبي همراهي ميكرد و جيمز با خيالي آسوده از سكس سريع لذت ميبرد.
اما، به تدريج جيمز به خاطر رويهي فريبكارانهاش احساس گناه ميكرد. او ديگر نميخواست با تظاهر به وقت نداشتن، سكس سريع داشته باشد. به جيمز و لوسي پيشنهاد كردم كه مسئله را ميتوانند با گفتوگو دربارهي آن به طور موثر حل كنند.
سكس سريع در عوض در آغوش گرفتن
جيمز به لوسي گفت: «گاهي سكس را بدون مقدمات ميخواهم. ميدانم سكس بدون پيشنوازش آنچه را كه ميخواهي به تو نميدهد؛ولي براي من بسيار لذتبخش است.»
از زن پرسيدم: «جيمز در مقابل سكس سريع چه ميتواند برايت انجام دهد؟»
لوسي گفت: «درست نميدانم. در اين باره، زياد فكر كردهام؛ نگرانم كه با پذيرش سكس سريع، همهي تجاربمان به آن خلاصه شود.»
جيمز با آرامش اظهار كرد: «اين حرف منطقي است. بسيار خوب، اگر قول دهم تجارب بيشتابي درست مانند آنچه تاكنون داشتهايم، با هم داشته باشيم، چطور؟»
او پاسخ داد: «خوب است، اما در مورد اين كه سكس واقعاً مخصوص نيز داشته باشيم يا حداقل ماهي يك بار شب را بيرون به سر بريم و سكس رمانتيك داشته باشيم چه ميگويي؟»
لوسي ميدانست در اين لحظه حرف اول را ميزند، اكنون ماه را به دست آورده بود و ميخواست ستارگان را نيز داشته باشد. جيمز نيز خوشحال بود كه او را همراهي ميكند.
زن گفت: «اگر سكس سريع را مرتباً ميخواهي، من هم در آغوشگيري و نوازش را ميخواهم. دوست دارم ميلت را براي در آغوش گرفتنم به مدت چند دقيقه احساس كنم، بدون آنكه لازم باشد همواره پس از آن سكس داشته باشيم.»
جيمز گفت: «مسئلهاي نيست. هرگاه كه خواستي، به من بگو تا خود را بازدارم و با گرمي و محبت به آغوشت گيرم.» سپس كمي مكث كرد و گفت: «آيا چيز ديگري هم هست؟»
لوسي با شادماني پاسخ داد: «نه، فكرميكنم كه همين كافي است.»
چهار وضعيت
معتقدم براي هر دو معاملهي خوبي بود. به آنها توصيه كردم براي آن كه سكس سريعشان خالي از هر نوع تأثير منفياي باشد، معاملهشان را خلاصه كنند.
جيمز موارد را چنين جمعبندي كرد: «چهار وضعيت پيشنهاديم براي تو چنين است: سكس مرتب بيشتاب كه در آرامش خانه به كمال ميرسد، ماهي يك بار سكس كاملاً مخصوص و رمانتيك در بيرون از خانه، نداشتن هيچ توقعي از تو در طي سكس سريع و همچنين در آغوش گيري مرتب. آيا با توجه به اين چهار وضعيت راضي هستي با من سكس حاضري داشته باشي؟»
لوسي گفت: «به نظرم خيلي خوب است؛ ولي اگر احساس خستگي كنم يا بدون دليل مشخصي آمادگياش را نداشته باشم، دلم نميخواهد اجباراً جواب مثبت دهم.»
جيمز با رضايت خاطر لبخند زد و موافقتش را اعلام كرد.
چگونه ميتوان جذابيت جنسي را افزايش داد؟
آنچه پس از اين معامله رخ داد، دور از تصور جيمز و لوسي بود. زندگي جنسيشان كاملاً بهبود يافت و جيمز آشكارا ميديد كه جذابيتهاي جنسي لوسي برايش بسيار زياد شده است.
خودش مسئله را اين چنين توضيح داد: «براي اولين بار در طول زندگي جنسيام احساس آزادي كردم. ناگهان خود را رها ديدم تا بدون نياز به پيشنوازش، يك راست به سراغ آنچه دلم ميخواهد بروم. اولين بار بود كه دلواپسي از طرز عملم يا لزوم خشنود كردن همسرم نداشتم. همهچيز براي خودم بود، آن هم بدون احساس گناه از اين كه مبادا او ارضا نشود. واقعاً لذتبخش بود. هر دوي ما احساس خوبي داشتيم، زيرا ميدانستيم او آنچه را ميخواهد بعداً به دست ميآورد.»
سكس سريع بدون احساس گناه شيريني شگفتي دارد. آن براي جيمز و اكثر مردان رهايي باشكوهي به بار ميآورد. تصور كنيد به فروشگاه برويد و هر آنچه بخواهيد بخريد يا با هر سرعتي كه دلتان ميخواهد با خيال آسوده برانيد يا بدون كلاه بر موتورسيكلت سوار شويد و باد را لابهلاي موهايتان احساس كنيد. سكس سريع تجربهاي اين چنين دلچسب است. بله، آن نوعي بازگشت به نوجواني است. چشمهي جديدي از بالندگي و شكوفايي عاطفي براي مرد است. مرد در نوجواني بر اسب شاهوار جنيست سوار ميشود. بدون شك، آزادي سكس سريع نشستن دوباره بر زين آن اسب است.
جيمز بعد از توافقشان نگران عدم پذيرش نبود و با اطمينان سكس را شروع ميكرد. لوسي نيز در تجاربشان، اگر حال و حوصله نداشت، به جاي نه گفتن، سكس سريع را پيشنهاد ميكرد.
به هر حال، بعد از چند سال رابطهي آزاد و بدون احساس گناه، سكس سريع به نحو قابل توجهاي اهميتش را براي جيمز از دست داد. او به اين خصلت رسيده بود كه اگر لوسي آمادگي نداشت در بسياري از مواقع، به جاي پرداختن به سكس سريع، با روي گشاده صبر ميكرد تا آمادگياش را بيابد.
جيمز بدون مخالفتي همواره قادر بود به سكس سريع بپردازد. پس، وقتي لوسي ميل به سكس آهسته و بيشتاب نداشت، او به هيچوجه احساس عدم پذيرش و رد شدن نميكرد- اين احساس ضرورياي است براي آن كه مرد با شور و حرارت مجذوب همسرش باقي بماند.
آنگاه كه توافق حاصل شد و مرد در اثر آن ديگر احساس عدم پذيرش و رد شدن نكرد، احساس عالياي كه برايشان برقرار ميشود، همانا گاه گاه لذت بردن از سكسي است كه نياز به فشردن پا روي ترمز ندارد.
زن كه آماده نيست، چطور ميتوان سكس ايمن داشت؟
با رفع شدن برداشت بد از سكس سريع، زن عملاً مرد را براي آغاز اين نوع سكس حمايت ميكند. در زير، عبارتي كه مرد معمولاً براي شروع سكس بيان ميكند ميآيد؛ و همچنين پاسخهايي كه زن ميتواند در هنگام عدم تمايل به سكس هميشگي، به جاي نه گفتن، به زبان آورد.
١.مرد ميگويد: واقعاً تحريكم كردهاي، بيا با هم باشيم.
زن پاسخ ميدهد: آمادگي ندارم، ولي سكس حاضري خوب است.
٢.مرد ميگويد: دلم خيلي هوايت را كرده؛ كارها را كنار بگذار، بيا سكس داشته باشيم.
زن پاسخ ميدهد: آه! خيلي خوب است؛ ولي وقت زيادي ندارم. بگذار سكس سريع داشته باشيم.
٣.مرد ميگويد: الان وقتم آزاد است. مايلي سكس داشته باشيم؟
زن پاسخ ميدهد: اكنون ميتوانيم سكس حاضري داشته باشيم؛ اما فردا شايد مجالمان بيشتر باشد.
٤.مرد ميگويد: ميخواهي به اتاقخواب برويم و وقتمان را صميمانه بگذرانيم؟
زن پاسخ ميدهد: سكس سريع خوب است. شايد كمكم كند كمي بياسايم؛ و آنگاه بشود صحبت كنيم.
٥.مرد ميگويد: موافقي امروز وقتي براي عشقبازي كنار بگذاريم؟
زن پاسخ ميدهد: ميلي به پيشنوازش ندارم؛ ولي سكس سريع اشكالي ندارد. فكر ميكنم گاهي از سكس، فقط كنار تو بودن را ميخواهم.
٦.مرد ميگويد: حس ميكنم حسابي تحريك شدهام. خيلي دلم سكس ميخواهد.
زن پاسخ ميدهد: من هم همينطور؛ ولي وقت كافي نداريم، بيا سكس سريع داشته باشيم.
٧.مرد ميگويد: امشب با عشقبازي چطوري؟
زن پاسخ ميدهد: حالا سكس سريع ميخواهم، چون سرم بدجوري درد ميكند. كاش تا فردا بهتر شود.
٨.مرد حرفي نميزند؛ ولي روي تخت ميرود و تمايلش را با حركاتي نشان ميدهد.
زن زمزمه ميكند: اوه! احساس خوبي است. امشب دلواپس من نباش، كار خودت را بكن.
٩.در طي سكس، زن ميفهمد ماه كامل نيست.
زن دستان مرد را به آرامي ميگيرد و ميگويد: به درونم بيا. دوست دارم آنجا احساسات كنم. لذت بردن تو برايم خيلي خوشايند است. (گفتهي او اين مفهوم كليدي را ميرساند كه «نيازي نيست برايم وقت بگذاري، چرا كه بدنم آمادگي ارگاسم را ندارد.»)
١٠.مرد وقت زيادي صرف ميكند و زن ميفهمد كه آمادگياش را ندارد. زن فقط دوست دارد كنار مرد باشد و او را از لذت برخوردار كند.
زن ميتواند مرد را به درون خود هدايت كند و بگويد: بيا امشب سكس سريع داشته باشيم.
افزودن سكس سريع بدون احساس گناه به حيات جنسي براي هر يك از زوجين رهايي غيرقابل انتظاري به بار ميآورد. تا وقتي مرد از نگراني بابت پذيرفته نشدن آزاد نشود، نميتواند درك كند كه اين دلواپسي چگونه بر او تأثير ميگذاشته و مانع شور و حرارت جنسياش ميشده. بهرهبردن از مهارتهاي ارتباطي جديد، زن را نيز آزاد ميسازد در مواقعي كه آمادگي ندارد، به تلاش بيهوده براي ارگاسم نپردازد يا تظاهر به آن نكند.
چطور ميشود كه مردان ديگر سكس را شروع نميكنند؟
مرد با هر پذيرفته نشدن بيشتر ميرنجد و غرورش عميقتر جريحهدار ميشود. وقتي تقاضاهايش به طور مكرر رد ميشوند، اعتماد به نفسش را از دست داده و سكس را با ترديد آغاز ميكند. حتي ممكن است تمايلش را به زن از دست دهد يا تمايل به زني كه او را رد نميكند پيدا كند و يا كلاً علايق جنسياش فروكش كند. درحالي كه مجذوب زن ديگري شده، شايد به اشتباه فكر كند كه ديگر تمايل به زن خود ندارد؛ يا اگر علاقهاش را به سكس از دست دهد، ممكن است آن را به علت بالا رفتن سن خود بداند.
در آغاز رابطهي عاشقانه، زوجها غالباً هرگاه كه بشود به سكس ميپردازند، سپس، همچنان كه زندگي عملي كار و خانه دوباره در برابر ديدگانشان ظاهر ميشود، تبعاً كمتر به سكس ميپردازند. با به دنيا آمدن بچهها وقت باز هم محدودتر شده و بايد زمان به خصوصي را در نظر بگيرند يا منتظر فرصت مناسبي بمانند.
در اين شرايط، وقتي مرد خواهش خود را با گفتن «بيا عشقبازي كنيم» ابراز ميكند، معمولاً زن بدون تأمل كافي پاسخ منفياي شبيه جملات زير ميدهد:
- الان نميشود، بايد شام درست كنم.
- الان نميشود، بايد تلفن بزنم.
- نميشود، بايد خريد كنم.
- كار دارم.
- نميتوانم، خيلي سرم شلوغ است.
- حالا حوصلهاش را ندارم.
- الان موقع مناسبي نيست.
- سرم درد ميكند.
- آمادگي فكر كردن به سكس را ندارم.
- پريودم.
مرد هر بار كه جوابي از اين نوع ميشنود، در سطح عواطفش به نوسان افتاده و تلاش ميكند همسرش را بفهمد؛ اما در هر بار براي او سختتر و سختتر ميشود كه احساس رد شدگي و عدم پذيرش نكند، و چه بسا پس از چندي از پرداختن به سكس باز ميايستد. در اين حالت، ممكن است هنوز سكس بخواهد، ولي بعد از چندين و چند بار جواب منفي شنيدن ترجيح ميدهد جلوي خود را بگيرد و منتظر علامت واضحي از جانب همسرش شود مبني بر اين كه وي آمادگي آن را دارد.
مرد در بعضي موارد، وقت ميگذارد و براي تشخيص زمان مناسب تلاش زيادي به خرج ميدهد. او از خود ميپرسد: «آيا اكنون زمان خوبي است؟ آيا اكنون زنم آمادگياش را دارد؟» او هر چند كمتر احتمال دارد كه بداند در هنگام تمايل به سكس، خود را از آن باز داشتن چه تأثيري بر وجودش ميگذارد؛ ولي حقيقت اين است كه اين بازداريها احساس عدم پذيرش و طردشدگي را در مرد تقويت ميكند.
آن طورها هم كه به نظر ميرسد نيست
هفت سال از ازدواج جك و آني ميگذشت. آنها برايم گفتند كه در ابتدا شيفتهي هم بودند، ولي پس از سه سال مشكلات زناشوييشان شروع شده و به تدريج شور و حرارتشان را نسبت به هم از دست دادهاند؛ و حال، براي حل مسائلشان به من رجوع كردهاند.
طي مشاوره، آني به جك گفت: «دلم ميخواهد، مثل گذشتهها، زياد سكس داشته باشيم. آيا كاري كردهام كه باعث ناراحتي تو شده است؟»
جك حيرتزده پاسخ داد: «من اين طور فكر ميكنم كه خودم هميشه سكس ميخواهم، ولي تو نميخواهي. آيا اين حقيقتاً خواستهي توست؟! در خيلي مواقع، چون آمادگي سكس را در تو نميبينم، از سكس خواستن پرهيز ميكنم.»
آني گفت: «چطور ممكن است بدون پرسيدن، متوجه شوي كه آمادگياش را ندارم؟»
جك درنگ كرد. بعد در حالي كه كمي گره به ابروها انداخته بود گفت: «ميدانم، براي فهميدنش به اندازهي كافي مرا رد كردهاي.»
آني پاسخ داد: «اين منصفانه نيست. گاهي كه احساس بيحوصلگي ميكنم، گفتن اين كه سكس ميخواهي، ميتواند مرا- حتي اگر كمي طول بكشد- سر حوصله آورد. سكس خواستنت احساسم را هدايت ميكند. من واقعاً از گفتن اين كه سكس ميخواهي ممنون ميشوم.»
جك و آني بعد از اصلاح برداشتشان از خواستهاي يكديگر و وقتي سكس سريع را بدون احساس گناه آموختند، توانستند شور و حرارت را به رابطهشان بازگردانند.
در قسمت بعد به اين ميپردازيم كه چرا مردان احساس طردشدگي ميكنند.
چرا مردان احساس طردشدگي ميكنند؟
آني هنگام گفتوگو با جك، دربارهي مواقعي كه سكس را نميخواست، دچار سردرگمي ميشد. او نميتوانست بفهمد وقتي آمادگي ندارد، چرا شوهرش بايد اين قدر احساس طردشدگي كند. به نظر او، علاقهي واقعياش به سكس داشتن با جك در مواقعي كه آمادگياش را داشت، براي آسوده كردن خيال همسرش كافي بود.
مرد نيز از نظر منطقي با اين قضيه موافق بود، ولي از نظر عاطفي مسئله برايش بسيار فرق ميكرد. به دلايل گوناگون، عدم پذيرش جنسي از حساسترين و آسيبپذيرترين نقاط وجودي مرد است.
مردان، از نظر بيولوژيكي و هورموني، تمايل بيشتري به سكس دارند. سكس به طور طبيعي دائماً در ذهنشان است؛ و چون سكس را بسيار ميخواهند، وقتي زن با آن موافقت نميكند غالباً احساس پذيرفته نشدن و طرد شدن ميكنند.
همان طور كه قبلاً گفتم برانگيختگي جنسي بيشترين تأثير را بر مرد ميگذارد و احساس را به او باز ميگرداند. اما همهي داستان اين نيست. در شرايط تحريك، مرد در آسيبپذيرترين وضعيت نيز قرار دارد؛ و از اين رو، به بدترين وجهي درد عدم پذيرش و طردشدگي را تجربه ميكند.
تحريك باعث يادآوري رنجشهاي گذشته نيز ميشود. ناخوشاينديهاي تجارب گذشته زنده ميشوند و دردشان مجدداً احساس ميشود. در نتيجه وقتي مرد تحريك ميشود، آن احساسات بد برايش تجديد شده و شايد، بدون آن كه خود بفهمد، او را دچار خشم و عصبانيت كنند.
مردي كه نداند چطور از احساس طردشدگي دوري كند، يك راست به دامن درد و استيصال ميافتد. چه بايد كرد؟ چون راه گريزي نميبيند، به تكرار تجربهي درد كشيده ميشود و سرانجام جاذبهي همسرش را از دست ميدهد. تصورش را بكنيد. مرد چون در خودآگاه راه حلي نمييابد، در ناخودآگاه شهوت نسبت به همسرش را متوقف ميكند. البته رسيدن به اين فقدان ميل از روي انتخاب و اراده نيست، بلكه امري خود به خود و غير ارادي است.
مجذوبيت جنسي مرد گاه به جاي ديگري منتقل ميشود. او به زني فانتزي كه دست رد به سينهاش نميگذارد يا به زني فاقد اهميت كه به كار معاشقه ميآيد، ميل جنسياش را معطوف ميكند. اين هم دليلش روشن است، اگر به زن اهميت ندهد، احتمال طرد شدن دردناك وجود نخواهد داشت. بله، به همين علت است كه برخي مردان در برابر زن ناشناس برانگيخته ميشوند، ولي جذب زني كه بيش از همه دوست دارند، نميشوند.
زنان سكس را دوست دارند
زنان سكس را دوست دارند، ولي تمايل جنسيشان به سادگي مردان آفتابي نميشود. زن براي حس كردن ميل جنسي زمان، امنيت و مهرباني ميخواهد. بله، او اينها را ميخواهد تا نشان دهد معدني از احساس است. مردان اين را نميدانند؛ زيرا در طول زندگي مشترك بسياري از پيامهايي كه از همسرشان دريافت ميكنند به نظرشان خلاف آن معنا ميدهد. مردان براي زنده نگه داشتن شور و حرارت و شيفتگي جنسيشان در طي سالهاي طولاني، نياز به پيامهاي روشني حاكي از علاقمندي همسرشان به سكس دارند.
به طور كلي، مردان در سن هفده يا هجده سالگي در اوج علاقهي جنسي هستند. زنان اين بهار را در36 تا 38 سالگي تجربه ميكنند. فرصت لازم براي برانگيخته شدن مردان و زنان نيز به همين الگو شبيه است. مرد با كمي نوازش تحريك ميشود، حال آن كه زن به زمان قابل توجهاي نياز دارد. خوب، وقتي مرد احساسش كاملاً پخته ميشود، زن هنوز در آغاز راه است. پس، به طور عادي مرد فكر ميكند زن سكس را دوست ندارد؛ زيرا در هنگام برانگيختگي خود، زن را هنوز آرام و بي احساس ميبيند.
در نحوهي برداشت مرد، واهمههاي دوران نوجواني نيز ميتوانند نقش داشته باشند. اگر پسر ميترسيده مادرش از علاقهي روزافزون او به سكس و دختران باخبر شود، شايد دچار اين باور شده باشد كه تمايل جنسي چيز بدي است. بعداً همسرش را ميبيند كه به زندگيشان ميرسد. نجواهاي شوم كوچك يا احساسات نابخودي مرد را فرا ميگيرند كه «ميل جنسيات را خاموش كن. نگذار بفهمد، چون تو را از خود خواهد راند». تجارب منفي دوران زندگي با والدين الزاماً چنين تأثير مستقيمي نميگذارند؛ اما مطمئناً هنگامي كه زن بيعلاقه به سكس به نظر ميرسد، حساسيت مرد را به حس طردشدگي افزايش ميدهند. زن وقتي كه آمادهي سكس نباشد يا خلقش را نداشته باشد، مرد بيدرنگ با خود ميگويد: « ميدانستم، او سكس نميخواهد.»
زن براي حل اين مشكل چه ميتواند بكند؟ يكي از راهها نشان دادن زيركانهي علاقمندياش به سكس است. پذيرش گهگاه سكس سريع قويترين پيام مثبت را به مرد ميدهد؛ و حمايت از مرد در زمان شروع سكس، پيام قدرتمند ديگري است.
موضوع بعد: وقتي مردان همهچيز را خراب ميكنند